نمیدونم صدای منو میشنوی،حرفام برات مهمه یا نه؟
اما من صدات می کنم،چون فقط تورو دارم.
اگه جوابمو ندی کجا برم؟دردمو به کی بگم؟
می دونم که صدامو میشنوی خدا جونم.
میدونم با تمام بدیهام و بی کسی هام تورو دارم.
مگه خودت نگفتی"بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را"؟
خدا جون،من که یه عمره دارم صدات میکنم.
دارم با تمام وجودم تورو فریاد می زنم.
دلم میخواد واسه تمام رحمانیتت یه بارم که شده،جوابمو بدی.
خدایا،هر چی هستم بنده ی توام.
غیر از توهم هیچ کسی رو ندارم که باهاش حرف بزنم و اون هم به حرفام گوش کنه.
هیچ کسی نیست که بتونه جوابمو بده.
وقتی میشنیدم بعضی ها میگن:"خدایا ما هیچ کس رو جز تو نداریم"فکر میکردم پس خانواده،دوستا چین؟
الان به نادونیه خودم خندم میگیره.
حالا می فهمم چی میگفتن.
حالا می فهمم ما غیر از تو هیچ کس رو نداریم یعنی چی.
حالا حسابی برکت وجودت و داشتنت رو تو زندگیم حس می کنم.
خدایا،هیچی ازت نمی خوام.
فقط می خوام هوامونو داشته باشی.
واسه هم نگهمون داری.
خدایا،توکلمون فقط به توست.نا امیدمون نکن.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ترس از نداشتن تو با من است، در خواب و بیداری.
شوق با تو بودن را دلم آرزو دارد هر روز و شب.
برای نداشتن تو وقتی ندارم.همه زندگی من پر از با تو بودنست و بس.
می اندیشم به نبودنت،به این فکر پوچ.
بودن تو یعنی بودن من،حس کردن خدا.
وقتی تو باشی یادم می ماند که او همیشه هوایم را دارد.
یادم می ماند روزهای تلخ و سخت غصه و انتظار.
تو هستی و من یادم است چه چیزی از خدا می خواستم.
تو اینجایی تا باور کنم که عشق یعنی حقیقت، یعنی تو،یعنی خدا،یعنی دیدن رحمانیتش در تو.
تو در قلب منی تا برای همیشه شاکر خدا باشم،تا همیشه فرصت برای شکرش کم بیاورم.
تو در کنار منی و همه چیز با من است:
یک دنیا
یک دریا
یک آسمان
یک شب پر ستاره
شوق یک عبادت
ذوق یک لبخنده کودکانه
و در یک کلام عظمت ذات معبودم.
دنیای من،دوستت دارم.![]()
![]()
![]()
با کسی اشنا شدم که همه دنیا رو توش دیدم.
کسی که وقتی پا تو زندگیه من گذاشت که دیگه هیچکس برام نمونده بود.![]()
اون تمام دنیای منه.چون منو به دنیایی برد که من فکر می کردم اون دنیا رو قبلا دیدم.
با اون تازه فهمیدم عشق چیه.
خیلی دوستش دارم.![]()
اونقدر که حاضرم به خاطره طپیدن قلبش قلبم از طپش بیوفته.
اونقدر که وقتی بارونی بودنشو دیدم دلم می خواست جای بارونا باشم تا روی لباش بمیرم.![]()
اونقدر که فقط خدا میدونه . بس.
اونقدر که تو کلمه و جمله نمیشه گفت .
کاش میتونستم اندازه عشق و دیوونگیمو نسبت بهش نشونش بدم.
خیلی دوستت دارم،عشق من.![]()
![]()
![]()
یادمون باشه ترانه
نه ستاره ست نه وفا
زندگیه بچگانه
نه عزیزه نه طلا
یادمون باشه همه
مهر و محبت خدا
یادمون نرفته که
مرهم دستای طلا
یادمون باشه که گلدون
دل به مهر ما خوشه
یادمون باشه زمستون
هر درختی دل خوشه
یادمون باشه اگه ما
نتونیم بهار باشیم
آسمونه ماه طلا
چشم به راه کی باشه؟
یادمون باشه که یادمون نره
"ادمی چه خوب باشه چه بد باشه
مسافره"
به نام او که تنهاست
حاضر بودم هر چی لازم بدم به شرطی که اون لحظات رو ازم نگیرند.
ولی هر چی بود حالا دیگه تموم شده.
خیلی قشنگه وقتی ۳روز تموم میری ومال خدا میشی.![]()
وقتی به هیچ چیز جز خدا فکر نمیکنی.حال و هوای اونجا ادمایی که اونجا یه جوره دیگن هیچ چیزش نمیخواد مانع وابستگی بشه.خیلی راحت دلبسته چیزایی میشی که مادی ولی معنویند.
خدا جون ممنونتم.![]()
به خاطره همه چیزهایی که لایقش نبودم ولی تو بهم دادی.![]()
ولی دیگه خیلی دیر شده
دل خرابو عاشقم
تو کنج قلب سنگ تو
بد جوری گوشه گیر شده
می خوام بذارمت کنار
ولی دلم گفته بهم
تویی که افتاب ندیدی
به دست دنیا نمی ده
می خوام پاشم برم یه جا
ولی جایی تو این هوا
سراغ ندارم که تورو
برای من تموم کنه
خدا یادش نمیره
اما تو یادت میره چیزی رو که امروز داری ارزوی دیروز تو بود.

به روی خاطرات من همیشه رد پای تو
اگر چه مانده در دلم سکوت سبز جای تو
چقدر خسته می روی از این دیار گریه زا
کجا بدون سایه ات؟کجا بدون من کجا؟
نگاه سرد و مبهمت به روی پلکهای من
قدم نمی زند چرا؟نمی رسد به داد تن
همین که حرف می زنی بهانه رنگ می شود
همین که شعر می شوم دل تو سنگ می شود
شب از گلایه های من به سوی روز می دود
غروب می کند دلم به پشت کوه می رود
نفس نمی کشد هوا قدم نمی زند زمین
سکوت می کند غزل بدون تو فقط همین........

وقتی تو رو شناختم که دیگه خیلی دیر بود
دل دیوونه من تو دست تو اسیر بود
چه کرده ای نازنین تو با دل اسیرم
با این که بی وفایی هنوز برات می میرم
بعد از جداییامون به من گفتی می مونی
کنارم تا همیشه از عشق برام می خونی
چه خوش خیال بودم حرفاتو باور کردم
برام تو خوندی از عشق اونارو باور کردم
حالا که باز دوباره می خوام با تو بمونم
می خوام که عاشقونه با ساز تو بخونم
می ری تو از کنارم یه عشق تازه می خوای
می ری تو بی بهونه پیشم دیگه نمیای
وقتی نباشی پیشم دلم در انتظاره
اشکای بی وفایی رو گونه هام می باره
گیتار کنج خونه با این که کوک نداره
ساز جدایی ها روبه یاد من میاره
بازم قناری عشق بار سفر رو بسته
می دونه قلب تنهام باز دوباره شکسته
می خواد بره از این جا اونم طاقت نداره
اگه بخونه از عشق بغض تو گلوم می کاره
می ری سفر سلامت خدا پشت و پناهت
می گی بمون منتظر تا برگردم به راهت
اما دلم می دونه برگشتنت محاله
از رفتنت می فهمم این که کاری نداره.![]()